یا رب مرا به سلسله انبیا ببخش بر شاه اولیا علی مرتضی ببخش
یا رب گناه من بود از کوه ها فزون جرم مرا به فاطمه ، خیر النسا ببخش
هر کار که کرده ام همه بد بوده و غلط یا رب مرا تو بر حسن مجتبی ببخش
یا رب اگر که جود و سخایی نکرده ام ما را تو بر سخاوت اهل سخا ببخش
یا رب مرا به رحمت بی منتها ببخش یعنی به ساحت حرم کبریا ببخش
خداوند فرمود: اهل دنیا کسی است که زیاد بخندد، زیاد بخوابد، زیاد خشمناک بشود، کمتر راضی باشد، به هر کس بدی کند، از او معذرت نخواهد و هر کس از او معذرت بخواهد، آن را قبول نکند. هنگام اطاعت خداوند کسل است؛ ولی موقع ارتکاب گناه شجاع و جری است. آرزوهای دور و دراز دارد، در صورتی که مرگش به وی نزدیکتر است. از نفس خود حساب نمیکشد، زیاد حرف میزند، ولی نفعش به مردم کم است. از خدا نمیترسد، ولی هنگام مشاهده غذا شاد و خندان میشود. بدان که اهل دنیا هنگام رفاه و وسعت رزق، خداوند را شکر نمیکنند، مردم را به چیزهایی دعوت میکنند که خودشان ندارند و بدیهای دیگران را به رخشان میکشند.
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم عرض میکند: خداوندا! غیر از این عیبها، ایا در اهل دنیا خوبی هم هست؟ خداوند میفرماید: ای محمد! عیوب اهل دنیا زیاد است. در وجود آنها جهالت و حماقت هست و در مقابل کسی که به آنها تعلیم میدهد، تواضع نمیکنند و در نفس خود خود را عالم میدانند؛ ولی آنها در نزد عرفا جاهلاند.
ای احمد! اما اهل آخرت؛ سیمای آنها نرم و مهربان است، حیایشان زیاد است، کمتر حماقت دارند، نفعشان به مردم زیاد است و مکر و کیدشان کم، مردم از جانب آنها در امان هستند، ولی خود آنها از مردم رنج میبرند. سخنانشان سنجیده و حساب شده است. همیشه از خود حساب میکشند و به نفس خود رنج میدهند و آن را سرزنش میکنند. چشمانشان میخوابد؛ ولی دلهایشان بیدار است. اغلب از خوف خدا گریه میکنند و همیشه به ذکر خداوند مشغولاند. وقتی که مردم را کاتبان اعمالشان، غافل مینویسند، آنها را ذکرگویان مینویسند. در اول استفاده از نعمت خدا را حمد میگویند و در آخر هم شکر میکنند. همیشه دعای آنها به سوی خداوند صعود میکند و سخنان آنها مسموع میباشد. ملائکه به وسیله دعای آنان در زیر حجابهای ملکوتی شاد و خرماند.
خداوند دوست دارد همیشه سخنان آنها را بشنود؛ همان طور که پدر از شنیدن صدای فرزندش خوشش میاید. حتی در یک چشم به هم زدن هم از خداوند غافل نیستند. نه به طعام زیاد علاقه دارند و نه به زیاد حرف زدن و نه به زیادی لباس. همه مردم در نزد آنها مرده هستند، فقط خداوند است که در نزد آنها زنده است و بخشندهای است که هرگز نمیمیرد. به کسانی که از آنها روگردان شوند، کرم میکنند و هر کس بر آنان رو آورد، محبت بیشتر مینمایند. دنیا و آخرت در نزد آنها یکی است ( یعنی آنها دنیا را فقط برای آخرت میخواهند). (2)
پینوشتها
1. حدیث قدسی حدیثی است که از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ایشان از خداوند جل علا برای ما روایت کردهاند؛ به تعبیر دیگر حدیث قدسی، آن بخش از سخنان خداوند است که جزء ایات قرآن نیست.
2. کلیات حدیث قدسی، ص 394.
Signs from the world and the hereafter
Many are asking themselves: Where we know from the world or the Hereafter? You have signs of secularism, and from the hereafter? In many narratives anymore these two groups are listed. One of the sacred sayings (1) Bin Abol Hassan Sheikh Mohammed bin Deilami, the book Alqlvb guidance of Hazrat Imam Ali has narrated that the Prophet said: Messenger of Allah and the prophet PBUH, the night ascent of God asked: .. . God! Who are the people from the world and the hereafter, what?
Lord said: People of the world who laugh too much, sleep too much, be angry too, is less pleased, everyone does badly, he would not apologize and everyone wants him to apologize, it's not acceptable. When you obey God is dull, but when sin is brave. Dreams are far away and long, if he is nearer to his death. Nmykshd account of self, too much talking, but usefulness for the people is low. Not afraid of God, but when all food is happy and smiling. People know that when the world prosperity and extent of provision, do not Thank God, inviting people to things they do themselves.
Prophet Muhammad and the prophet PBUH & HP W is: God! Ybha otherwise, whether from the world is good? Allah says: O Muhammad! Defects from the world is big. In their ignorance and stupidity is there in front of someone who teaches them, not humility and self-knows their world, but among them Jahland mystics.
O Muhammad! But from the hereafter; TV they are soft and gentle, Hyayshan much, are less stupidity, usefulness to the people is high and the low cunning, the people are safe from them, but their own people suffer. Their utterances are measured and calculated. Always take care of their own work and self-blame and suffering they are. Sleeps eyes but their hearts are awakened. Most of the fear of God and always cry to mention Mshghvland God. First used in praise of God's blessings and say thanks at the end of their time. They always pray the Lord will rise, and their words be heard. By angels in their prayer under divine Hjabhay Khrmand happy.
He always likes to hear their remarks; as the father of her child enjoy listening to. Even in a Blink of God's time is not neglected. Not much interested in food and not much talking and not much clothing. With all the people in them are dead, only that God is alive and among them Bkhshndhay that never died. Rvgrdan who they are, are cream and everyone I brought them, drawn by affection. World and the hereafter is one among them (ie they want the world just for the hereafter.)
روزی حضرت سلیمان (ع ) در کنار دریا نشسته بود،
نگاهش به مورچه ای افتاد که دانه گندمی را باخود به طرف دریا حمل می کرد.
سلیمان (ع) همچنان به او نگاه می کرد که دید او نزدیک آب رسید.
در همان لحظه قورباغه ای سرش را از آب دریا بیرون آورد و دهانش را گشود.
مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.
سلیمان مدتی در این مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر می کرد.
ناگاه دید آن قورباغه سرش را از آب بیرون آورد و دهانش را گشود.
آن مورچه آز دهان او بیرون آمد، ولی دانه ی گندم را همراه خود نداشت.
سلیمان(ع) آن مورچه را طلبید و سرگذشت او را پرسید.
مورچه گفت :
" ای پیامبر خدا در قعر این دریا سنگی تو خالی وجود دارد و کرمی در درون آن زندگی می کند.
خداوند آن را در آنجا آفرید او نمی تواند از آنجا خارج شود و من روزی او را حمل می کنم.
خداوند این قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دریا به سوی آن کرم حمل کرده و ببرد.
این قورباغه مرا به کنار سوراخی که در آن سنگ است می برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ می گذارد
من از دهان او بیرون آمده و خود را به آن کرم می رسانم و دانه گندم را نزد او می گذارم و سپس باز می گردم
و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد می شود او در میان آب شنا کرده مرا به بیرون آب دریا
می آورد و دهانش را باز می کند و من از دهان او خارج میشوم."
سلیمان به مورچه گفت :
"وقتی که دانه گندم را برای آن کرم میبری آیا سخنی از او شنیده ای ؟"
مورچه گفت آری او می گوید :
ای خدایی که رزق و روزی مرا درون این سنگ در قعر این دریا فراموش نمی کنی رحمتت را نسبت به بندگان با ایمانت فراموش نکن
و چون انسان را نعمت بخشیم روى برتابد و خود را کنار کشد و چون آسیبى بدو رسد دست به دعاى فراوان بردارد
ایمان هم یکی از حوائج فطری و تکوینی ماست و بلکه بالاترین حاجت
ماست و هر وقت به سرچشمه ایمان و معنا رسیدیم و نور خدا را مشاهده
کردیم و خدا را در روح خود و جان خود دیدیم و مشاهده کردیم آنوقت است که معنای
سعادت و لذت و بهجت را درک میکنیم . قرآن کریم میفرماید : " بدان که
تنها با ذکر خدا و یاد خداست که جان آرام میگیرد و قلب احساس آسایش
میکند " . علی علیه السلام میفرماید : " خداوند ذکر خودش و یاد خودش
را مایه جلا و روشنی دلها قرار داده ، به این وسیله گوش ، باز و چشم ،
بینا و دل ، مطیع و آرام میگردد " .
در حقیقت خدای متعال از آن رو به تو دستور داد بدی را با نیکی پاسخ گویی که به تو بفهماند «اگر تو چنین می کنی ، من سزاوارتر به آن هستم و تو به چنین معامله ای نیازمندتر هستی» . او امر فرمود که با مردم اینگونه برخورد و معامله نمایی و سودی که از این معامله عاید تو می گردد افزون تر از بهره ای است که به دیگری می رسانی .
در دین مقدس اسلام همواره به انسان مومن توصیه می شود که نسبت به پروردگار خود حسن ظن داشته و به او امیدوار باشد و هیچگاه از رحمت خداوند مایوس نگردد .
در مورد حسن ظن به خداوند روایات و احادیث فراوانی وجود دارد از جمله از امام باقر (ع) از قول رسول (ص) : روایت شده است که خداوند متعال می فرماید :
نبایستی عمل کنندگان برای من بر اعمالشان که برای رسیدن به پاداش من انجام می دهند ، تکیه و اعتماد کنند ، زیرا اگر به تمام توان تلاش نمایند و تمامی طول عمرشان ، خود را در عبادت من به مشقت بیاندازد ، باز هم مقصر و کوتاهی کننده بوده و در عبادتشان به کنه عبادت من نمی رسند .(1)
( تا آنجا که می فرماید : و لکن باید (تنها ) به رحمت من اطمینان داشته و به فضل من امیدوار بوده و به حسن ظن به من آرامش داشته باشند .
و در روایت است که بنده ای نیست که چیزی بهتر از حسن خلق و حسن ظن به خداوند به او عطا شده باشد . و اینکه انسان باید به خداوند حسن ظن داشته باشد زیرا خداوند در روز قیامت بر اساس حسن ظن بندگانش به او با آنها معامله می نماید .
در آیات قران نیز بر حسن ظن به خدا و امیدواری به رحمت الهی بسیار تاکید شده است .
چنانچه درسوره ی زمر می فرماید :
« قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تفنطوا من رحمه الله ، ان الله یغفر الذنوب جمیعاً ، انه هو الغفور الرحیم: بگو ای بندگانم که زیاده بر خویشتن ستم روا داشته اید ، از رحمت الهی نومید مباشید ، چرا که خداوند همه گناهان را می بخشد ، که او آمرزگار مهربان است«.
1)الشیخ عبد علی بن جمعه العروسی الحویزی ، تفسیر نورالثقلین ، ج 5 ـ قم مطبعه ی الحکمه ، ص 90 2)سوره زمر / آیه 53
آقا سیّد محسن جبل عاملى از علماى بزرگ شیعه و نواده برادر مرحوم آقا سیّد جواد صاحب مفتاح الکرامه است . ایشان در دمشق مدرسه اى تاءسیس کرده اند که دانش آموزان شیعه در آن مدرسه تحت نظر آن جناب تحصیل مى کنند. حاج سیّد احمد مصطفوى که یک از تجّار قم است گفت من از خود سیّد محسن امین شنیدم که مى گفت یکى از تربیت یافتگان مدرسه ما براى تحصیل علم به آمریکا مسافرت کرد، از آنجا کاغذى براى من نوشت به این مضمون :
چند روز پیش شاگردان مدرسه ما را امتحان مى کردند، من هم براى امتحان رفتم . مدتى نشستم تا نوبت به من رسید. بسیار طول کشید تا اینکه وقت دیر شد، دیدم اگر بنشینم نماز فوت مى شود. از جا حرکت کردم که بروم نماز بخوانم ، آنهایى که در آنجا بودند پرسیدند کجا مى روى ، چیزى نمانده که نوبت تو برسد. گفتم من یک تکلیف دینى دارم ، وقتش مى گذرد. گفتند امتحان هم وقتش مى گذرد، اگر این جلسه برگزار شود، دیگر جلسه اى تشکیل نخواهند داد و براى خاطر تو هرگز هیئت ممتحنه جلسه خصوصى تشکیل نمى دهند. گفتم هر چه بادا باد ! من از تکلیف دینى خود صرف نظر نمى کنم . بالاخره رفتم . از قضا هیئت ممتحنه متوجه شده بودند که من به اندازه اداء یک وظیفه دینى غیبت نموده ام ، انصاف داده و اظهار کرده بودند که چون این شخص در وظیفه خود جدى است ، روانیست او را معطّل بگذاریم ، براى قدر دانى از اینکه عمل به وظیفه نموده باید جلسه اى خصوصى برایش تشکیل دهیم . این بود که جلسه دیگرى تشکیل دادند، من حاضر شدم و امتحان دادم .
آقاى سیّد محسن امین پس از نقل داستان فرمود: من در مدرسه چنین شاگردانى تربیت کرده ام که اگر به دریا بیفتند دامنشان تر نمى شود.
بسمه تعالی
سلام دوستان،این روزهای انتخاب واحدوحذف و اضافه به ما فهماند که:
الله لا اله الا هو وعلی الله فلیتوکل المومنون...
تغابن 13
نکنه ما از اونهایی باشیم که به همه متوسل میشیم تا مشکلمون حل شه الا خدا...
در طوفان های زندگی با خدا بودن بهتر از ناخدا بودن است!!
سلام
خواهشا این مطلب رو حتما تا آخر بخونید.
تا به حال شده که از خودتون بپرسید یا اینکه کسی ازتون بپرسه که چرا باید خدا رو عبادت کنیم؟ یا چرا باید اینقدر نماز بخونیم؟ خدا که به این عبادت ها احتیاجی نداره پس چرا به ما دستور داده که این کارها رو انجام بدیم؟
ما میخوایم همین الان و با هم جواب این سوال ها رو بفهمیم . شاید بهتر باشه که اول از همه یک نگاه به خودمون بندازیم و ببینیم که ما کی هستیم . کارمون رو با یک مقایسه ساده شروع می کنیم چون قصد نداریم وارد مباحث فلسفی بشیم. انسان اگه خودشو در برابر یک کوه قرار بده می بینه که از نظر اندازه بیشتر از یک تکه سنگ نیست و همین کوه هم در برابر کره زمین و همچنین کره زمین مثلا در برابر کهکشان راه شیری هیچه. تازه خود کهکشان راه شیری هم در برابر کل دنیا هیچه حالا ببین و قضاوت کن که انسان چه ذره بی مقداریه.
اما وقتی به ارزشی که خدا برای انسان قائل شده فکر کنیم، تازه می تونیم بفهمیم که خدا چقدر ما رو دوست داره همون خدایی که شیطان رو که هزاران سال اون رو عبادت کرده بود، اون شیطانی که دو رکعت نماز به مدت چهار هزار سال (نمی دونم سال زمینی یا غیر زمینی) خونده بود رو چون به همین انسان سجده نکرد از بارگاه خودش بیرون انداخت .
خدا برای انسان ارزش قائل شد و از روح خودش در وجود او دمید.اون رو بالا برد و به مرتبه اشرف مخلوقات و جانشین خودش رسوند.حالا باید یه سوال دیگه هم از خودمون بپرسیم : با این همه لطف پس چرا ما اون طور که باید با خدا نیستیم؟ اونو قبول داریم، می دونیم که هست اما آیا با اون دوست هم هستیم؟
خوب شاید بپرسید که ما نه خدا رو می بینیم و نه شناخت درستی از اون داریم پس چطوری با اون دوست بشیم؟
جواب این سوال رو خدا خودش به ما داده، با قرار دادن انوار رحمت خودش در وجود انسان هایی برگزیده که گل سر سبد همه اون ها اهل بیت اند.ما می تونیم با مراجعه به این چهارده نور الهی یاد بگیریم که چطوری با خدا دوست بشیم.اصلا خود خدا گفته که ما باید با این چهارده نور دوست باشیم تا به اون برسیم.
یه نگاه به سیر زندگی خودمون بندازیم و ببینیم که چقدر خدا از لحظه تولد(وقبل از اون) تا حالا و همین حالا به ما لطف داشته (می دونم که این ها رو همه ما میدونیم ولی لازمه که یه بار دیگه نعمت هاشو در حد توانمون شکر کنیم.)
با این اوصاف آیا شایسته است که از عبادت خدا خسته بشیم؟آیا درسته که از نماز خوندن خسته بشیم؟
اصلا تا حالا فکر کردین که چرا نماز اینقدر تکراری و یکنواخته؟
یه عزیزی می گفت که خدا نماز رو تکراری قرار داد تا بنده هاشو امتحان کنه و ببینه که چه کسانی خدا رو برای دل خودشون و چه کسانی خدا رو برای خود خدا عبادت می کنن. چون انسان از تکرار متنفره و اگه قرار باشه برای دل خودش نماز بخونه ، خیلی زود از نماز خوندن متنفر می شه (خود شما هم تا حالا با خیلی از این افراد سر و کار داشتید).ولی کسانی هم هستند که وقتی سر نماز می ایستند خودشون رو تو بارگاه خدا احساس می کنن، نعمت های خدا رو به خاطر می آرن، نسبت به اون اظهار نوکری می کنن(چرا گفتم نوکری و نگفتم بندگی؟ چون که لفظ "بندگی" خیلی کلیشه ای شده و اثر خودش رو نداره ولی لغت هم معنی اون یعنی "نوکر" هنوز مؤثره) و همه چیز هایی رو که دارند و ندارند رو از اون می دونن، بی ارزشی خودشون رو اگر خدا به انسان نظر لطف نداشت به یاد می آرند و با تمام وجود می گویند :
الحمد لله الرب العالمین الرحمن الرحیم .....
همانا گروهى خداى را به انگیزه پاداش مىپرستند،این عبادت تجارت پیشگان است،و گروهى او را از ترس مىپرستند،این عبادت عبادت برده صفتان است،و گروهى او را براى آنکه او را سپاسگزارى کرده باشند مىپرستند،این عبادت آزادگان است.
نهج البلاغه،کلمات قصار،حکمت229
It's the time to the exams;So I advice my friends:
Remember that [only] by remembering Allah, your heart will get peaceful...
هر کس یک وجب به من نزدیک شود ، من یک ذراع (معادل فاصله آرنج تا نوک انگشتان) به او نزدیک خواهم شد
در روایات اهل بیت (ع) آمده است که
محبت خدا و دوستی با او (چه دوستی بهتر از خدا؟)
رسول خدا (ص) فرمودند : دوستی مومن با مومن برای خدا از بزرگترین شعبه های ایمان است . آگاه باشید هرکه دوستی اش برای خدا ، دشمنی اش برای خدا ، عطایش برای خدا و منعش برای خدا باشد ، از برگزیدگان الهی است.
کافی جلد 2 صفحه 125 حدیث 3
محبت خدا و دوستی با او (به راستی آیا دوستی بهتر از او می شناسید؟)
پیامبر اکرم (ص) فرمود : خداوند به حضرت داوود (ع) فرمود : مرا دوست بدار و مرا محبوب خلقم گردان ، داوود (ع) گفت : پروردگارا ! آری ، من تو را دوست دارم ، اما چگونه تو را محبوب خلقت گردانم ؟ فرمود : نعمت هایم را برای ایشان یادآوری کن.زیرا وقتی نعمتهایم را بر آنان بازگو کردی ، مرا دوست خواهند داشت.
بحارالانوار جلد 70 صفحه 22 حدیث 19
محبت خدا
امام صادق (ع) فرمودند : دل حرم خداست ، پس غیر خدا را در حرم الهی جای مده.
جامع الاخبار صفحه 518 حدیث 1468
