علی ، رب النوع انواع گوناگون عظمت ها ، قداست ها ، زیبایی ها و احساس های مطلق است . از آن گونه مطلق هایی که بشر همواره دغدغه دیدن و پرستیدنش را داشته ، و هرگز نبوده ، و معتقد شده بود که ممکن نیست در کالبد یک انسان تحقق پیدا کند ، و ناچار می ساخته است.
در اینجا من سخن علی را در 8 یا 10 سالگی نقل می کنم. با تعبیر و تلقی و بیان زیبایی که نمایشگر روح این کودکی است که دست مهربان فقر ، وی را به خانه پیامبر کشانده و در خانه او زندگی می کند.
وارد اتاق می شود ، می بیند خدیجه و پیغمبر نماز می خوانند. برایش شگفت انگیز است که این ها چه کار می کنند . ندیده بود . نماز که تمام شد ، پرسید: چه کار می کردید ؟ پیغمبر توضیح می دهد که : من از طرف خداوند به رسالت مبعوث شده ام ، و این نماز است که در برابر او می خوانم، و تو را به توحید و نبوت خودم دعوت می کنم.
این بچه 8 یا 10 ساله ، ولو نابغه ، چه خواهد گفت ؟ یا فرار می کند ، بدون آنکه هیچ حرفی بزند یا می گوید هر چه خودتان می فرمایید . من چه کاره ام.
اما علی می گوید : اجازه بدهید فکر کنم و با پدرم هم مشورت کنم ، آن وقت نتیجه را به شما خواهم گفت . این علی یک بچه عرب 8 یا 10 ساله است که این حرف را می زند . هنوز اسلام نیست . هنوز آن جنگ ها و آن پختگی ها نیست .
شب را تا صبح نمی خوابد و درباره این مساله فکر می کند . صبح می آید و می گوید من دیشب با خودم فکر کردم که خدا وقتی می خواست مرا خلق کند ، با پدرم مشورت نکرد . حالا که من می خواهم او را بپرستم ، چرا دیگر با پدرم مشورت کنم ؟ خوب هرچه هست بگو و اسلام را بر من عرضه کن .
دکتر علی شریعتی
امام علی علیه السلام پس از جنگ نهروان و شناساندن معجزه ها و کرامت ها و شجاعت ها در نبرد آگاهانه با دشمن ، سجایای اخلاقی خود را در یک سخنرانی در خطبه 37 آشکارا بیان داشت :
«آنگاه که همه از ترس سست شده ، کنار کشیدند ، من قیام کردم و آن هنگام که همه خود را پنهان کردند من آشکارا به میدان آمدم ، و آن زمان که همه لب فرو بستند ، من سخن گفتم و آن هنگام که همه باز ایستادند من با راهنمایی نور خدا به راه افتادم .در مقام حرف و شعار صدایم از همه آهسته تر بود اما در عمل پیشتاز بودم. زمام امور را به دست گرفتم و جلوتر از همه پرواز کردم و پاداش سبقت در فضیلت ها را بردم.
همانند کوهی که تندباد ها آن را به حرکت در نمی آورند و طوفان ها آن را از جای بر نمی کنند ، کسی نمی توانست عیبی در من بیابد و سخن چینی جای عیب جویی در من نمی یافت.
خوار ترین افراد نزد من عزیز است تا حق او را بازگردانم و نیرومند ها نزد من پست و ناتوانند تا حق را از آن ها باز ستانم .
در برابر خواسته های خدا راضی و تسلیم فرمان های او هستم و ...
در کار خود اندیشیدم دیدم پیش از بیعت ، پیمان اطاعت و پیروی از سفارش رسول خدا (صلی الله و آله و سلم) را بر عهده دارم ، که از من برای دیگری پیمان گرفت.
(پیامبر اکرم (ص) فرمودند : اگر در امر حکومت کار به جدال و خونریزی کشانده شود ، سکوت کن)
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) فرمود :
«خداوند برای برادرم علی (علیه السلام ) فضائلی قرار داده که از شماره بیرون است.
هر کس یکی از فضائل او را بیان و بدان معترف باشد ، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را خواهد بخشید و کسی که فضیلتی از او را بنویسد تا وقتی که از آن نوشته اثری باقی است فرشته ها برایش طلب آمرزش می کنند و آنکه به فضائل علی ( علیه السلام ) گوش بسپارد ، خداوند گناهانی را که به وسیله گوش دادن مرتکب شده را می بخشد ، هر کس به نوشته ای در فضیلت علی ( علیه السلام ) نگاه کند گناهانی را که به وسیله چشم انجام داده است مورد آمرزش قرار می دهد.»
پس خوش به حال کسی که او را دوست بدارد و اطاعتش کند و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانی نماید.
