امام صادق علیه السلام: حارث اعور به امیرالمؤمنین عرض کرد: اى امیر مؤمنان ! به خدا سوگند کـه دوسـتـت مـى دارم حـضرت فرمود: اى حارث ! اگر مرا دوست دارى با من دشمنى مورز, مرا بـازیـچـه قـرار مده , براى خودنمایى با من بحث نکن , مرا به شوخى مگیر, مرا (از مقامى که دارم ) پایین نیاور و (از آن مقام ) بالاتر مبر (در حق من افراط و تفریط نکن ).
- امام صادق علیه السلام : مؤمن، بردباری است که به کسی جسارت نمی کند واگر نسبت به او جسارتی صورت گیرد بردباری می ورزد، ستم نمی کند واگر به وی ستم شود می بخشد. بخل نمی ورزد واگر بر او بخل ورزند، صبر می کند.
امام صادق علیه السلام : رحمت خدا بر آن بنده ای که محبت مردم را به خود جلب کند وبا آنان در حدّ فهم وشناختشان، سخن بگوید واز گفتن آنچه توان فهمش را ندارند وانکار می کنند، خودداری کند.
امام صادق علیه السلام : کسی که به فکر برآوردن نیاز برادر مؤمن مسلمان خود باشد، تا زمانی که در فکر نیاز او باشد، خداوند در کار نیاز وی باشد .
بحار الأنوار : امام صادق علیه السلام فرمود : از جمله کارهای شایسته ، نیکی کردن به برادران وکوشش در برطرف ساختن نیازهای آنان است. این کارها بینی شیطان را به خاک می مالد وموجب دور شدن از آتش ووارد شدن به بهشت می گردد. این مطلب را به دوستان صمیمی خود برسان. راوی می گوید: عرض کردم فدایت شوم ، دوستان صمیمی من چه کسانی اند؟ فرمود : آنان که در سختی وآسایش به برادران [خود] نیکی می کنند.
اگر تو نسبت به دوستدار امیر مومنان علیه السلام آسان گرفتی ]و از لغزش های او گذشت نمودی[ خداوند سزاوارتر است که به احترام محبت تو به امیر مومنان علیه السلام نسبت به تو آسان بگیرد و هر گناهی را بر تو ببخشاید که خداوند بیش از تو آن حضرت را دوست دارد.به هر مقدار آن شخص در پیروی از آن امام کوتاهی کرده باشد و تو صرفا به خاطر انتساب به آن حضرت او را احترام نموده باشی ، معلوم است که احترام تو نسبت به ساحت مقدس امیرمومنان بیشتر است .
اگر دانستی کسی از هدیه ای که به تو می دهد ، دل کنده و از ته قلب خواستار آن است که آن را از ایشان بپذیری ، از آنان قبول کن ، هرچند نیازی به آن نداشته باشی ، که این خود احسانی است به آن ها ، چرا که رد این هدیه ، خاطر ایشان را مکدر می سازد و نوعی بی حرمتی به آنان است ، در حالی که تو خود را برای ترک آزار ایشان مهیا ساخته و مامور به آن هستی.
و اگر احسانی که ایشان در برابر ]کارهای[ تو انجام داده اند ]و هدیه ای که به تو تقدیم داشته اند[ یک تعارف صرف بیش نیست و از تو انتظار برگرداندن آن را دارند ، بنابر خواست آنان عمل کن ، از آنها بپذیر و سپس به عنوان یک هدیه جدید به آنها باز گردان.
شرح خاطره ای از علامه محمد تقی جعفری
اولین بار در دانشکده فنی تهران بود که از نزدیک علامه را دیدم . آگهی زده بودند «سلسله مباحث انسان شناسی» . سر ساعت توی تالار شهید چمران بودم . چقدر قشنگ حرف می زد ، ساده و بی تکلف !
بعد از جلسه رفتم جلو برای عرض ارادت . داشت جواب یکی دیگر را می داد ، صبر کردم ، حرفش که تمام شد رو به من کرد : «بله بفرمایید!».
سلام دادم و دستش را بوسیدم . گفت : «چرا این کار را کردی؟ باید دست اینها را بوسید.» به جوان ویلچر نشینی اشاره کرد. گفتم : «آقا! به ما دستور رسیده که علما را احترام کنیم». بلا فاصله خم شد و دست مرا ... با خنده گفت : «به ما هم دستور رسیده که تواضع کنیم» . نمی دانستم از خجالت چه کار کنم. پرسید : «از اولاد علی هستی ؟» جواب دادم : « از محبان علی هستم». دوباره خم شد و ... : «دست محب علی را باید دو بار بوسید». این را گفت و رفت . کاش زمین دهن باز کرده بود.
خودم را مقید کرده بودمبه شرکت در جلسات استاد، اما شرمندگی آن روز دیگر اجازه ندادکه نزدیکش بروم . عاشورای سال پیش بود که علامه خودش روضه حضرت عباس (علیه السلام) می خواند و از شدت گریه شانه هایش تکان می خورد .
پارسال برایش کنگره نکو داشت گرفته بودند. کیف کردم! یکی یکی آمدند پشت تریبون از علامه گفتند و او تمام مدت سرش پایین بود و بعد خودش صحبت کرد و گفت : «من امروز در خودم هیچ چیز بیشتر از روزی که می خواستم یاد بگیرم ضَرَبَ ماضی است یا مضارع نمی بینم. من شایسته یک هزارم این حرف ها نیستم». تنها من نه ،( که همه لذت بردند از آن همه تواضع! آخر برنامه که داشتم برمی گشتم دیدم استاد و همراهانش هم از پشت سر می آیند ، ایستادم . دور و بر علامه حسابی شلوغ بود ، اما او در همان شلوغی مرا که از دور دید بلند صدا کرد که «چطوری محب علی؟» رفتم جلو سلام کردم و عرض ادب . گفت :«می بینی آخرالزمان شده است.برای ما بزرگداشت گرفته اند».و خندید . دستش را دراز کرد برای خداحافظی دستم را جلو بردم که یک دفعه خم شد و ... باز هم در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته بودم . داشت گریه ام می گرفت .
[آری این است شیعه علی ، در اوج علم و معرفت و در عین حال در اوج تواضع]
گزیده ای از خاطرات نوشته شده در کتاب «درس زندگی» به تالیف آقای سید رضا حسینی
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) فرمود :
«خداوند برای برادرم علی (علیه السلام ) فضائلی قرار داده که از شماره بیرون است.
هر کس یکی از فضائل او را بیان و بدان معترف باشد ، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را خواهد بخشید و کسی که فضیلتی از او را بنویسد تا وقتی که از آن نوشته اثری باقی است فرشته ها برایش طلب آمرزش می کنند و آنکه به فضائل علی ( علیه السلام ) گوش بسپارد ، خداوند گناهانی را که به وسیله گوش دادن مرتکب شده را می بخشد ، هر کس به نوشته ای در فضیلت علی ( علیه السلام ) نگاه کند گناهانی را که به وسیله چشم انجام داده است مورد آمرزش قرار می دهد.»
پس خوش به حال کسی که او را دوست بدارد و اطاعتش کند و وای بر کسی که او را دشمن بدارد و نافرمانی نماید.
محبت خدا و دوستی با او (چه دوستی بهتر از خدا؟)
رسول خدا (ص) فرمودند : دوستی مومن با مومن برای خدا از بزرگترین شعبه های ایمان است . آگاه باشید هرکه دوستی اش برای خدا ، دشمنی اش برای خدا ، عطایش برای خدا و منعش برای خدا باشد ، از برگزیدگان الهی است.
کافی جلد 2 صفحه 125 حدیث 3
آداب دوستی
امام علی (ع) : برادرت را پشت سرش چنان یاد کن که دوست داری او تو را یاد کند و بپرهیز از آنچه دوست ندارد ، و واگذار آنچه را که دوست داری او نسبت به تو واگذارد و ترک کند.
غررالحکم جلد 2 حدیث 2393
|
آیین دوست یابی:
(امام صادق (ع
ازدوستان تو) کسی که سه بار بر تو خشمناک شود و درباره تو بد نگوید ،او را به عنوان دوست خود انتخاب کن
|
آداب دوستی
حضرت محمد (ص) : سه چیز دوستی مسلمانان را نسبت به هم صفا دهد ، با دوست خود با خوشرویی برخورد کند ( البته نه اینکه هر خلاف دوست و رفیقمان را با یک لبخند تایید کنیم ، بلکه تا میتوانیم همدیگر را امر به معروف و نهی از منکر کنیم ) ، در مجالس برای او جا باز کند ، و او را با نامی که بیشتر آنرا دوست دارد صدا کند.
اصول کافی جلد 4 صفحه 457
فلاح 2:
با چه کسانی دوست شویم ؟
مولا علی (ع) : برترین دوست و برادر تو کسی است که در کار خیر سبقت گیرد و تو را هم به سوی خیر بکشاند ، و تو را به نیکی فراخواند و یاری کند.. میزان الحکمة جلد 1 صفحه 57 حدیث 267
