سلام
امروز می خوایم یه بحث فوق العاده تکراری رو با هم دیگه با نگاهی تازه بررسی کنیم .
چه بحثی؟
اصلا آدم ها چرا دروغ می گن ؟ ( خجالت نمی کشن ؟!! )
به نظر میاد به دو دلیل آدم ها دروغ می گن : اول به خاطر دور کردن خودشون از معرض اتهام کاری که کردن و می دونن که نباید می کردن
دوم : برای راه انداختن کارشون !!!! (واااای ...)
ما با دلیل اولش کاری نداریم چون دیگه خیلی تکراریه.
اما دلیل دوم، مثلا کسی برای اینکه توی یه معامله بیشتر سود کنه یا موفق بشه هزار جور دروغ به هم می بافه و به خیال خودش این جوری موفق می شه . در اینجا پول مثال زده شد اما آدم برای خیلی موضوعات دیگه ممکه برای رسیدن به منافع خودش دروغ بگه.
به نظر شما تا حالا کسی با این کارها موفق شده؟
یکی بلند می شه و می گه : آره که شده ، این همه آدم دارن با کلک و دروغ میلیونر می شن.
من هم ازش می پرسم که مگه شما همه زندگی اون آدم ها رو می دونید؟ مطمئن باشید که یه جای کار این آدم ها می لنگه. می گی چرا؟ پس بقیه رو بخون. بهتره بحث رو فلسفی تر کنیم ، خیلی عامیانه شد.
ما معتقدیم که زندگی ما در دایره تقدیرات خدا می چرخه . اگر کسی زحمت بکشه ، موفق می شه . چه مومن باشه ، چه کافر . چون تقدیر خدا اینه .
دین ما هم چون از طرف خداست ما رو به تبعیت از تقدیرات دعوت کرده .
حالا خودتون قضاوت کنید : آیا می شه یکی از تقدیرات خدا این باشه که ما با دروغ گفتن موفق بشیم؟
انسان مومن باید نسبت به دیگران حسن ظن داشته در روابط خود با دیگران اصل را بر درستی و راستی افراد جامعه بگذارد تا در سایه ی آن بتواند در تعامل با ایشان ، هم فردی مفید بوده و هم از وجود ایشان منتفع گردد .
حضرت علی (ع) در این رابطه می فرماید :
اعمال برادرت را بر بهترین وجه ( ممکن ) حمل کن مگر آنکه حجت و دلیلی برای تو پیدا شود که راه توجیه را بر تو ببندد . و هرگز نسبت به سخنی که از برادر مسلمانت صادر شده است ، در صورتی که می توانی محمل نیکی برای آن بیابی گمان بد مبر (1) .
بر هیمن اساس است که علمای اسلام در علم و اصول فقه معیار و مبنا را بر اصل صحت ( اصاله ی الصحه ) نهاده اند و این اصل در تمامی امور اجتماع و قراردادهای افراد آن معتبر و جاری است ، و در صورتی که به آن عمل نشود کلیه ی امور اجتماع متزلزل و مختل خواهد شد .
در کتاب شریف مصباح الشیعه آمده است : « حسن ظن از ایمان انسان و سلامت روحش ناشی می شود و از نشانه های پاکی روح آن است که انسان هر چه را که می بیند با خوبی و فضیلت می نگرد . رسول خدا (ص) فرمود : گمان خود را نسبت به برادران دینی خوب کنید که بدین وسیله به صفا و طهارت طبع می رسید » (2).
در روایات و اخبار پیامبر گرامی اسلام و اهل بیت عصمت و طهارت ( ع) احادیث فراوانی در مدح حسن ظن و تقبیح سوء ظن در کتب حدیثی ثبت و ضبط گردیده است . از جمله امام جعفر صادق (ع) از پدر بزرگوارشان نقل کرده است ایشان فرموده اند : شما را از ظن و گمان (بد) بر حذر می دارم زیرا که ظن دروغ ترین دروغهاست و با یکدیگر در (راه) خدا برادر باشید همانگونه که خداوند شما را امر نموده است (3) .
حضرت علی (ع) در مورد سوء ظن می فرماید : سوء ظن بالمحسن شر الاثم و اقبح الظلم ؛ بدگمانی نسبت به انسان نیکوکار (و بی گناه) بدترین گناه و زشت ترین ستم است .
در جای دیگر می فرماید : از بین خودتان سوء ظن را به دور افکنید ، زیرا خداوند عزوجل از آن نهی نموده است
1) الشیخ علی الحویزی ، پیشین / 90 و سید محمدرضا مهدوی کنی ، پیشین ، ص 169
2) همان / ص 170
3) محمد باقر مجلسی ، پیشین ، ج 75 / ص 252
منبع:نشریه فصلنامه قرآنی کوثر شماره28
